|
خانه
عصر كنوني در تعريف بزرگان ، عصر تكنولوزي نام دارد ، عصري كه حرف اول و آخر را فنآوري مي زند ، و هرآنكس كه بااستفاده از تكنولوژي روز بتواند حرف خود را بر كرسي بنشاند ، حاكم بلامنازع خواهد بود. در چنين عصري ، پديدهاي به نام ارتباطات بازيگر نقش بسيار مهمي است ، نقشي كه تحولات اخير جهاني ارزش و اعتبار آن را به بالاترين سطح رسانده و توجه جهان را به اين پديده مهم معطوف كرده است . كشورما نيز با بهرهگيري از رسانههاي ارتباط جمعي ، در بعد اطلاع رساني رشد چشمگيري داشته و در اين ميان روزنامهها هم در بُعد اطلاع رساني و هم در بُعد روشنگري جامعه نقش بسزايي داشته و دارند . به تناسب همين رشد ، ميزان علاقمندي اقشار مختلف جامعه به خواندن روزنامهها به شدت افزايش يافته به طوريكه به نسبت يك دههگذشته كه در كشورما تنها دو يا سه روزنامه منتشر ميشدند ، اكنون و بويژه در چند سال اخير روند روبه رشد گرايش مردم به خواندن روزنامه ها وچاپ روزنامهها در ايران افزايش يافته است . و اين جاي بسي خوشحالي است . اما بعد از اين مقدمه ميخواهم به موضوعي اشاره كنم كه شايد در نظر عدهاي كمارزش باشد ليكن به عقيدهمن ، مسئله ، از ديد فرهنگي بسيار مهم است . موضوع بر ميگردد به انتقال تنها دكهمطبوعاتي شهر پاوه توسط شوراي مردمي شهر!! از ميدان شهدا به مكاني خلوتتر به منظور جلوگيري از شلوغي در ميدان شهدا ، اين انتقال شايد به نحوي قابل توجيه بود ليكن بعداز گذشت مدت كوتاهي شنيدم كه مجددا جاي تنها دكهي كوچك شهر ما كه نماد روشنگري و ارتباط با دنياي بيرون است ، به محلي ديگر و بهبهانهاي ديگر( كه من نمي توانم در اين نوشته وبه صراحت بدان اشاره كنم ) تغيير يافته است .
علي ايحال به دليل استفاده از اينترنت و مشغلهكاري كمتر فرصت خريد روزنامه را داشتم ، ليكن چند روز پيش كه براي خريد روزنامه مراجعه نمودم محل استقرار دكه را در ميان دستفروشان ديدم به سختي توانستم به دكه مطبوعاتي نزديك شوم ، بسيار متاسف شدم ، در جاهاي ديگر شهرداري براي هر خياباني دكهاي اختصاص و متصديان آن را مورد تشويق قرارميدهد تا در راستاي كار خود دلگرم باشند ، اما در شهر ما تنها جايگاه فروش مطبوعات در مسير دهست فروشان و البته نه در رديف آنها بلكه پشت سر آنها قرار ميگريد . و اين مايه تاسف و نگراني و البته جاي بسي تامل است كه چرا بايد اينگونه باشد .
.... آري در شهر ما و در نزد عدهاي ارزش روزنامه و اطلاع رساني بسيار پايينتر از گوجهفرنگي و خيار است . و اين يعني فاجعهي فرهنگي!!؟ لذا جا دارد مسئولين مربوطه كه داعيهدار حمايت از گسترش فرهنگ اطلاع رساني هستند در اين خصوص چارهاي بينديشند تا ضمن اينكه به وظيفه خود عمل كرده ، پاسخي نيز به خواست و نظر علاقممندان به مطبوعات و رسانهها داده باشند.
نظر شما درباره اين مطلب
| |
|
|