|
خانه
مراسم سنتي پيرشاليار امسال نيز همچون سالهاي گذشته برگزار مي شود در اين مراسم كه هرساله و در اواسط بهمنماه در اورمان تخت و در كنار مرقد پيرشاليار برگزار ميشود هزاران نفر از مشتاقان و علاقمندان اين مراسم براي گراميداشت پيرشاليار گرد هم جمع مي شوند.
پيرشاليار كيست ؟ پيرشاليار فرزند جاماسب يكي از رهبران و مغان آيين زردشت بوده كه در اورامان ميزيسته است ، وي مردي دانا و آگاه با طبعي روان بود . ايم مغ كتابي را به نام مارفهتو پيرشاليار (معرفت پيرشهريار) به لجهه كردي اورامي به نظم در آورده است مشتمل بر امثال و حكم و پند و اندرز با ذكر نكاتي چند از آداب و رسوم آيين باستاني و تاكيد و توصيه در جهت حفظ و نگهداري آن . نسخه اين كتاب اكنون كمياب است و فقط عبارات و ابياتي از آن را برخي از مردم آن سامان در حفظ دارند و در مواردي به جاي مثل به كار مي برند . در اين كتاب منظوم ، بعد از هر دو بيت ، بيتي تكرار شده است به اين مضمون : گوشت جه واتهي پيرشاليار بوو هوشت جه كياستهي زاناي سيميار بوو (به گفته پيرشهريار گوش بده ، و براي درك نوشته زردشت دانا و هوشيار باش ) چندبند از آن منظومه : داران گيانداران ، جهرگ و دل بهرگهن گايي پر بهرگهن گايي بي بهرگهن كه رهگ جه هيلين ، هيلي جه كهرگهن رواس جه رواس ورگهن جه ورگهن ( درختان جان دارند ، جگر و دلشان برگ است ، گاهي پر برگ و گاهي بي برگند . مرغ از تحم است ، و تخم از مرغ روباه از روباه است و گرگ از گرگ) وهوري وهوارو ، وهورهوهرينه وريسه ، بريو چوارسه رينه كهرگي سياوه هيليش چهرمينه گوشلي مه مريو دوي درينه ( برفي مي باره كه برف خوره است ، و رسن كه پاره شود چهارسر پيدا ميكند ، ماكيان سياه ، تخمش سفيد است ،ديگچه كه سوراخ شد ، دودر پيدا مي كند ) برخي از دانشمندان كرد معتقدند كه پيرشاليار در اواخر زندگي دين اسلام را قبول كرده و كوشيده تا مردم اين سامان را با اين آيين مبين آشنا سازد ،اما توفيقي حاصل نكرده است و در اواخر قرن پنجم رو در نقاب خاك كشيده است . اما از روي قراين اين پيرشاليار(پيراول) در اواخر قرن اول مي زيسته و برهمان عقيده و آيين كهن تا واپسين دم باقي مانده است ، زيرا اولا در قرن چهارم و پنجم و حتي سوم دين اسلام در سراسر منطقه اورامان گسترش پيدا كرده ، و همه اهالي اين ديار گرويده اسلام شده اند ، ثانيا اسلام آوردن پيرشاليار اول نيز نمي تواند مقرون به صحت باشد وگرنه منظومه خود را با همان مضامين كه حاكي از مجوسيت اوست باقي نمي گذاشت بلكه آن قسمت را كه مربوط به آيين كهن و توصيه در باره حفظ آن و نگهداشت آن است تغيير ميداد همچنانكه پيرشاليار دوم كه مسلمان بوده دست به اين كار زده است .
نظر شما درباره اين مطلب
| |
|
|