|
خانه
5/ خرداد /84
اگر همسفر خورشيد شوی و از فراز کوه شاهو طلوع کنی و ديدهگانت را بر کوههای بلند و درههای عميق و تنگ سرزمين آهورايی اورامان بگشايی؛ شهری میبينی که در حصار کوهها و جنگلهای بلوط گم شده است. شهری که خانههای سنگی و محکماش پله پله به سمت کوههايی که سکوی تجلیاند در اروجاند.
طبيعت «نودشه»بسيار منحصر به فرد است بطوريکه چشماندازهای زيبايش چشم هر بينندهای را مینوازد و دل هر صاحب ذوقی را به وجد میآورند و غلو نيست اگر آن را آلپ ايران بناميم. نودشه يک پناهگاه طبيعی آرام و بسيار بکری برای آدمهای به ستوه آمده از دنيای ماشينی و تکنولوژيک و روزمرهی اين روزهاست و اگر يک شب تابستانی مهتابی را بر بلندای کوههای خنکاش بگذرانی روزنی به فضايی بیانتها میگشايی و غرف در کهکشانهای بیپايان میشوی. منطقه «نودشه» بهواسطه کوهستانی بودن و صعبالعبور بودناش و همچنين جنگ هشت سالهی ايران و عراق و درگيريهای داخلی آن سالهای کردستان همچنان بکر و اصيل مانده است. جادهای به تازگي از پاوه به نودشه احداث شده است که به سان ماره سياه خفتهای در دل کوههای بلند، درههای تنگ و عميق و چشمههای زلال و پر آباش و حتی رود بزرگ «سيروان» هم نمیتواند اين آرامش را بر هم بزند اين جاده که با دو تونل از دل دو کوه هم گذشته است؛ چشماندازهای طبيعی و انسانی بسيار ديدنی دارد که در آن آدمهايی رسته از تعلفات کاذب و اعصاب خورد کن اين روزهای ما خواهيد ديد که در آنجا به زندگی سراسر شور، اميد، عشق، سادگی و ذوق آميخته با رنجشان ادامه میدهند. مردمانی که آب را میفهمند و به گمنامی نمناک علف نزديکند. اگر هم اندوهی از سر کوه سر رسد با سرشت سرسخت و مقاومی که دارند؛ آن را بر خود هموار میکنند؛ همانطور که هشت سال جنگ در ميان آن همه بمب و خمپاره و توپ به سر بردند و در دنيايی آکنده از دلهره و تشويش و ناامنی جنگ که سرشار از وحشت مرگ و. مصيبت بود دوام آوردند و آن همه خراش و زخم را با روح سرسخت و بلندشان التيام دادند؛ هر چند که هيچ چشمی آن همه پايداری را نديد و هنوز که هنوز است غبار جنگ بر دل مردمان نودشه سنگينی میکند و کسی نيست که به سبکبال شدن اين مردمان صبور بينديشد. معماری خانههای نودشه که در بافتی محکم از سنگ، گل و چوب است را میتوان جلوهای از روحيه سرسخت اين مردم عنوان کرد. مردمی که با اصالتی که دارند در مرزهای ميان سنت و مدرنيته همچنان ماندهاند. اين تلفيق سنت و مدرنيته از طرفی به بهروز بودن و همگامی اين مردم با دنياي اطرافشان برمیگردد و از طرفی به پايبند بودن آنان سنتهای اصيلشان در اعتقادات، نوع زندگي و نوع لباسشان و همچنين روحيهی روشنگرانه و باريکشان برمیگردد. اين مردمان برای خود قصههايی دارند؛ قصههايی واقعی که رنگ افسانه به خود گرفتهاند و سرشار از رمز و رموز هستند بهطوريکه شما را تا مدتها درگير و حيران میکنند. مردم نودشه کرد اورامی هستند. اورامی زبان بازمانده از اوستايی است و به آسانی میتوان ريشههای اوستايی را در اين زبان يافت. چهار فصل نودشه بسيار ديدنی است. هواي بهاراناش به قول فردوسی بزرگ پرخروش با زمينی پرزجوش است. تابستانهايش خنک با باغهايی پر از ميوه است. پائيزش رنگينکمانی از رنگ و زمستاناش سرشار از سکوت برف است. برفی که برکوه و جنگل و دره و صخره مینشيند و دنيايی سراسر سپيدی پديد میآورد.
نظر شما درباره اين مطلب
| |
|
|