|
خانه
5/ ارديبهشت /84 يكي از خياطان شهر پاوه با چشماني نابينا سالهاست كه خياطي ميكند ............
كاك علي ، كه اكنون 64 سال سن دارد در سال 1320 ديده به جهان گشود ، وي كه جواني
سرحال و اهل كوه و شكار بود ، در دوران جواني علاقه زيادي به شكار از خود نشان
ميداد و همين علاقه در سن بيست و دوسالگي كار دستشداد و وي در حين پاك كردن
اسلحهاي شكارياش دچار سانحه شد و تقريبا هشتاد درصد بيناياش را از دست داد و به
علت نبودن پزشك و امكانات پزشكي متاسفانه سالهاي بعد هر دو چشمش بطور كلي از كار
افتـــاد ............ كاك علي ، با اينكه نابنيا شده بود اما پشكار خود را از دست نداد ، او همان جوان سرحال و شاداب گذشته بود ، ازدواج كرد و نزديك سال به سختي زندگي ميگذراند و امرار معاش مي كرد ، خودش مي گويد « سالها به سختي برايم سپري مي شد و تصميم گرفتم با توجه به علاقهاي كه به كار خياطي داشتم و چند سالي هم در دوران سلامت چشم به كار خياطي مشغول بودم ، پيشه خود را از سر گيرم » اما آيا ممكن است ؟؟؟ مگر نه اينست كه خياطي پيشهاي است كه چشمهاي بينا يكي از ضروريات انجام آناست ، و آيا امكان دارد كسي بتوان با چشمهاي بسته خياطي كند ؟ كاك علي پاسخ اين پرسشهاي را بخوبي داده است ، وي مي گويـــد
« دوستان و بچههايم مي گفتند امكان ندارد بتواني خياطي كني ، الان براي تو مشكل
اسـت ، توكه چيزي نمي بيني !؟ و بعضيها
آري ! توكل و اعتماد به نفس هر كاري ميكند و خيلي ناممكن ها را ممكن ميسازد ....، نابينا مي تواند خياطي كند ، بدون پا مي تواند كوه بكند و دهها ناممكن ديگر ، از كاك علي در مورد نحوه شروع بكارش پرسيدم ؟ گفت « خيلي سخت بود ، نه پولي داشتم و نه امكاناتي و چون نابينا هم بودم كسي به من اعتماد نميكرد تا با من همكاري كند ، روزي برحسب اتفاق مرحوم باباخاص شهردار وقت پاوه را ديدم و وقتي اوضاع خودم را تشريح كردم قول داد دكهاي به من بدهد و آن مرحوم به قولش وفا كرد و من در دكهاي كوچك شروع به كار كردم » از كاك علي در مورد وضعيت درآمدش مي پرسم ؟ پاسخ داد « اويل وضع كارم خيلي خوب بود ، مشتري زياد داشتم و چون كارهايم هيچ عيب و ايرادي نداشت مرتب بر تعداد مشتريهايم افزوده ميشد ، اما چند سالي است مشتريهايم كم شدهاند ، جوانها به دنبال مدهاي جديد هستند و معتقدند من نمي توانم لباسهايي به طبع آنها بدوزم ، ولي باور كنيد اينگونه نيست من همه مدل لباسي بلدم بدوزم »
آري ! كاك علي با پشتكار و اعتماد به نفسي مثالزدني ، سالهاي سال است
خودش مي گويد
« سالهاست از صداوسيما و روزنامههاي داخلي
و خارجي مي آيند و از من گزارش و فيلم ميگيرند و وعدههاي توخالي به من ميدهند ولي
حتي يكي از وعدهها عملي نشده است ، كسي حاضر نيست به من كمك كند تا چرخ قديميام
را عوض كنم ، همه مي گويند كاك علي تو استثنا هستي و در روز نامه ها و تلويزيون از
من فيلم پخش ميكند اما دريغ از توجهي عملي به من . » كاك علي ؛ دل پري از
مطبوعات و روزنامه ها دارد و از همه بيشتر از اقبال واحدي مجري سابق صبح بخير
ايران گله دارد چرا كه به قول خودش بيشترين وعدهها را او بهشداده ولي بعد
از رفتن
از پاوه ديگري سراغي ازش نگرفته است . البته او از مسئولين شهر نيز گله مند است ولي
ميگويد « از مس ×××××××× اين سرگذشت كاك علي بود ، مردي كه پشتكار و همت مثال زدنياش مي تواند الگوي خيلي از جوانان سالم و بدون مشكل امروزي باشـــد !! ، چرا او مي تواند باچشماني نابينا ، كاري كه براي يك نفر بينا هم انجامش مشكل است ، را انجام دهد ولي ما در عين سلامت جسم ، سربار جامعه و منتظر رسيدن پول و خوشبختي از آسمان مي مانيم
نظر شما درباره اين مطلب
| |
|
|