Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web

 

                        خانه             آرشيو خبرها            آرشيو مقالات              ارتباط با ما

 

ايميل وارده

  گلایه های یک دختر جوان کورد نسبت به نا ملایمات روزگار

 

 

 

« مقدمه سايت پاوه »

متن حاضر ، تحت نام گلايه‌هاي یک دختر جوان کورد نسبت به ناملایمات روزگار ، نگاهي انتقادي به اوضاع كنوني و گذشته جامعه‌ي ماست كه از زاويه‌ي ديد جواني كورد به آن نگريسته‌ شده است ، لذابدون هيچ اظهار نظري و با تاكيد بر اين نكته كه ميخواهيم بمانيم چون حرفهاي زيادي براي گفتن داريم. و باپوزش از نويسنده محترم مقاله ،‌ ضمن حذف بخشهايي از آن عيناً تقديم حضور ميگردد و قضاوت در باره آن را به خوانندگان عزيز واگذار ميكنم

مجدداً تاكيد مي نمايم ،  سايت پاوه وهه‌ورامان در راستاي رسالت خويش ، خود رامفتخر مي داند كه پذيرا و منعكس كننده ديدگاه‌ها ونظرات خوانندگان ارجمند خويش باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

  گلایه های یک دختر جوان کورد نسبت به نا ملایمات روزگار

 

گویند هر آغازی پایانی دارد و شاید هر پایانی آغازی دیگر باشد برای ما آدمها آغاز کردن ریباست و به پایان رسانیدن زیباتر به شرط آنکه این پایان سر لو حه آغازی زیباتر باشد اما متاسفانه برای یک بار هم شده در دیار ما دیده نشد که آغازی زیباباشدو پایانهای آن آنقدر اسف بار بودند که حسرت آغاز نمودن‌ها را در دل پروراندیم واقعا نمی دانم که از کجا باید آغاز نمود ؟ از دفاع از حقوق از دست رفته مان ! یااز آغاز آریایی بودنمان !  ویا خیر از زمان به تاراج رفتن وجودمان ؟!!  ما همه میدانیم که‌شب آنقدر آرام و ساکت است که چیزی بجز نغمه صفا ندارد . اما چه نغمه ای و چه صفایی؟ در دیار ما بسیار شبها سپری شدند و نغمه ای به گوش نرسید وچه بسیار‌شبهایی که تا سحر به انتظار نشستم و نغنه ای به  نشنیدم . الا ناله مادران دل سوخته وفرزندان یتیم و زنان شوهر از دست داده که به امید آنکه مردان خانه‌شان با هزار رنج و مشقت و تحت سخت ترین شرایط در راه امرار معاش خانواده‌شان توسط (......) به طرز فجیعی به قتل رسیده‌اند . گناه آنان چه بود ؟ تامین رزق و روزی فرزندان ! یا قبول نکردن بی شهامتی یا خیر بر اقتصاد انحصاری (......)  و دولتمردان لطمه وارد کرده بو دند ؟؟!! خداوندا نغمه های نغمه خوانان ما کجا رفتند ؟ چرا دیگر نغمه ای به گوش نمی رسد ؟!  یا خیر نغمه خوانان در جای خود باقی‌اند و مشغول خواندن نعمهاند واین ماییم که سفر کرده ایم !!!!.... هجرا ن ما از بهر چیست ؟؟ با چشم بیناتر هر چه می نگرم ما در ماوای خود هستیم و جسماً آن را احساس می کنم این سوال در ذهنم به و جود  می آید که روحمان کجاست آری فکر کنم روحمان نیز تاراج شده ، گویا مارا طلسم  کرده‌اند نه فقط برای شنیدن نغمه بلکه برای شنیدن آواهای روح بخش حقیقت و آزادی و هزاران حق مسلم دیگر!!!!!!!!!!!............. پس تاکی ؟

بااین مقدمه می خواهم مطلبم را ادامه دهم ، من انسانی بی ریا با آرمانهای آزاد زیستن آزاد پرستیدن و خواهان حقوق مشروع بودن طبق عدالت وعدل الهی هستم نه ادعایی دارم و نه قصد اهانت دارم من فقط می خواهم حرف دلم را بزنم و اگر هم خوب ننوشتم به حساب بی سوادی من بگذارید . روشن فکرانه اندیشیدن با خیال بسیار آسان تلقی می گردد وانسان را بسیار راحت به پرواز در آسمان خیال روشنفکرانه اندیشیدن در می آورد و هر کسی خود را در این دوره و زمانه به طریقی علمدار و اسکادران روشن فکر می داند اما همانگونه که گفتم حقیر چنین ادعایی ندارم و خود را روشن فکر اندیش و روشن فکر نویس نمی دانم و فقط خواسته مشروع وآزاد خود را می نویسم اما روشن فکرانه نوشتن بسی تامل وتفکر عمیق می طلبد و نیاز به جمع بندی مفیدی جهت ارایه به مخاطب دارد . چه بسا تقدیر زمان به نحوی بوده که آدمهاکج‌اندیش و نژاد پرست به حکم زور و ثروت و قدرت خود را اسکادران روشن فکری و منطق معرفی می نمایند و بسیار اسف که برخی مردم وادی ما نیز با دیدن قدرت و ثروث (......) از بیم اینکه مبادا برای آنها مضر باشد که ثروتمندی از آنان روی برگرداند به ستون و پایه ای محکم برای نا اهلان کج اندیش مبدل گردیده‌اند که همانا بارها وبارها شنیدیم در مقابل این گونه قضایا نااهلان را نباید دست کم گرفت !

آنان به حکم زور و ثروت با ترویج افکار پلید و خصمانه و عوام فریبانه‌شان مثل گرگ در لباس میش مدام ریا کاری می کنند و این ملت ستمدیده و مظلوم را در گرداب خیانت های خود گیج می کنند وحقیقت و صداقت و حقوق ملتها و آزادیهای مشروع واژه‌های از خیال گم گشته نزد آنان می باشند و اگر مروری گذرا به تاریخ گذشته داشته باشیم این مسایل که امروزه ما با انها دست و پنجه نرم می کنیم از زمانهای دیر بازهم بوده که به نوعی وراثتی بودن این قضیه را برای ما آشکار می کند و تا حدودی مرهم بر روی الام ما می نهد واز این جهت خود را تنها نمی بینیم . البته نیت من این نیست که با بیان این الفاظ خود را قانع نمایم یا به جوری بر کرده پلیدان زمان سر پوش نهم بلکه می خواهم بگویم که ظالم و مظلوم ،ثروتمندوفقیر..غیره وغیره .........از ازل بعنوان دو یار متضاد با هم زیسته‌اند واین منوال تا استحقاق عدل الهی ادامه دارد و تنها با درایت می توان از مضرات آن کاست و از نظر تاریخی مظاهر عصر جاهلیت نظیر نژادپرستی ، عدم تو زیع عادلانه ثروت ، اختناق و خفقان ، شهوترانی و فساد ، افزایش روز افزون تعداد زندانیان سیاسی و شکنجه و اعدامهای گروهی از (......) خودنمایی میکند

خلاصه امروزه حقوق بشر در ایران معروض تجاوز زورمندان و انحصارطلبان واقع شده‌است فارغ از این قضایا با تو طئه ای تحت عنوان ترور شخصیتی آدمها بر جسته و علماء دینی اهل سنت مناطق کوردستان ، از هیچ گونه ظلم و ستمی نسبت به این قوم ستمدیده دریغ نکرده و نمی کنند و اگر در جایی از دنیا بر کسی ظلمی روا داشته شود مثل آتش از کوره درمی پرند و دم از دفاع از حقوق بشر می زنند غافل از اینکه تمامی این موارد كه‌ در سطور قبلی گفتم هیچکدام از اصول حقوق بشرنبودند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مگر نه ؟

بااین وجود شمایی که از حقیقت و واقعیت بویی نبرده‌اید خطاب به شما می گویم مگر ما هم آدم نیستیم ؟ مگر ما هم وجود نداریم؟ مگر ما هم احساس نداریم؟ مگر ماهم مثل شما از گوشت خون و استخوان نیستیم مگر ما از حق و عدالت چیزی نفهمیدیم ؟ یا بلعکس شما از عدالت چیزی حالیتون نیست ! و چه بسا که حالی شدید و خود را به بیراهه می زنید لابد می پرسید که با کی هستم ، بله با شما هستم با شمایی که خود را علمدار دین و دیانت و انسانیت می دانید ، شماییکه دم از دفاع از حقوق مظلومان و مستضعفان می زنید شماییکه تاریخ را به عقب رانده و می گویید کسانی مظلوم واقع شده‌اند چرا با چشم بیناتر به اطراف خود نگاه نمی کنید؟ چرا از ما نفرت دارید ؟ صادقانه به شما بگویم که این وضع رعایت حقوق بشر شما نسبت به ما فقط و فقط نژاد پرستی است و شما آدمهای نژاد پرستی هستید و ما را مجرم می دانید !؟  مجرمی که به جرم آزاد زیستن و تبعیت نکردن از افکار تان در موطن خود زندانی شده . مجرمی که به جرم سنی بودن و کورد بودنش تحت پیگرد قرار گرفته.

 در پایان می خواهم این را به شما گوش زد کنم که گاهی در سرزمینهای بی حاصل و کویری گلهایی می روید که مشابه آن در هیچ جای دنیا نمی توان یافت بی تردید درسرزمین بی حاصل احساس هم ممکن است آگاهیها و تجربه‌های باطنی ناب شکوفا شود !! و می گردیم و آنها را پیدا میکنیم و به باور میرسیم در باره تواناییهای وجودمان.

         ان شاالله

 

آتو سا      24 / 12 / 1383   دانشگاه تهران

jeegartalla_m@yahoo.com

 

                                        نظر شما درباره اين مطلب                                             بازگشت